پایان یک مسیر طولانی نزدیک است، مسیری که در تمام این مدت با نیروی خشم و انتقام پیموده می شد ...

ابی و لو به دنبال یافتن مقر فایرفلایز هستند، از طرفی الی نیز به دنبال رد آنهاست ...

ابی و لو به دنبال خروج از جزیره هستند تا از این مهلکه فرار کرده و به همراه دوستانشان فرار کنند، دوستانی که الی آنها را کشته ...

لو به سمت جزیره فرار کرده و ابی و یارا در صدد هستند تا به او برسند و کمکش کنند اما قبل از آن باید با یک حریف قدر دست و پنجه نرم کنند ...

پس از اینکه ابی خود را از مسیری خطرناک به بیمارستان می رساند مجبور می شود با دروغگویی نیروهای خودی را گول بزند و از آنها تجهیزات بگیرد ...

دست یارا در وضعیت نامناسبی قرار دارد و ابی و لو باید برای نجات او دارو و تجهیزات پیدا کنند ...

پس از اینکه ابی توسط دو عضو طرد شده اسکارز نجات داده می شود، آنها را ترک میکند تا اوون را بیابد ...

ابی تصمیم میگیرد تا به سرعت سراغ اوون رفته، او را نجات دهد و از ماجرای واقعی مطلع شود. طبیعتا برای رسیدن به مقصد باید از سد اسکارز عبور کند، اما قرار نیست همه چیز طبق میل پیش برود ...

ابی و همراهانش پس از طی مسیری سخت بالاخره به مقر فرماندهی میرسند. فرمانده آیزک آنها را برای رهبری یک حمله گسترده انتخاب کرده، از طرفی خبر میرسد که دوستانشان در دردسر افتاده اند ...

از این قسمت به بعد خط داستانی موازی با الی رو شاهد هستیم. قراره سرگذشت و رویدادی زمان حال ابی رو ببینیم ...